هوش هیجانی

وقتی که با دیگران صحبت می کنم، نسبت به مشکلات خودم هشیار هستم.(ضروری)
هنگامی که با مانعی بر سر راهم مواجه می شوم، زمان هایی را به خودم یادآوری می کنم که با موارد مشابهی مواجه شده بودم و در نهایت بر آنها غلبه کردم.(ضروری)
انتظار دارم و امیدوارم که بیشتر کارهایی را که سعی در انجام آنها دارم، به خوبی انجام دهم.(ضروری)
برای افراد دیگر آسان است که به من اطمینان کرده و رازهای خود را با من در میان بگذارند.(ضروری)
برایم دشوار است که معنای پیام های غیرکلامی، مانند تن صدا، لحن کلام، حرکات چهره را درک کنم.(ضروری)
یک سری از حوادث مهم در زندگی من باعث شده اند، درباره چیزهایی که در زندگی مهم هستند و چیزهایی که مهم نیستند مجدداً فکر کنم.(ضروری)
هنگامی که خلق و خو یا حالت احساسی ام تغییر می کند، می توانم به راهکارهای جدیدی در ارتباط با مسائلم دست پیدا کنم.(ضروری)
احساس می کنم وجود عواطف و احساسات، به زندگی ام ارزش می دهد.(ضروری)
نسبت به هیجانات و احساس هایی که تجربه می کنم، آگاهی دارم.(ضروری)
منتظر وقوع حوادث خوب هستم.(ضروری)
دوست دارم که احساسات و هیجاناتم را با دیگران در میان بگذارم.(ضروری)
وقتی که احساس و هیجان مثبتی به من دست می دهد، می دانم چه کار کنم که مدت زمان بیشتری آن احساس را داشته باشم.(ضروری)
شرایط را طوری ترتیب می دهم که باعث لذت دیگران شود.(ضروری)
به دنبال فعالیت هایی می گردم که باعث خوشحالی ام بشوند.(ضروری)
از پیام های غیرکلامی (مانند تن صدا، لحن کلام، حرکات چهره و....) و معنای آن پیام ها که به دیگران می فرستم، آگاهی دارم.(ضروری)
در حضور دیگران به نحوی رفتار می کنم که باعث می شود تأثیر خوبی بر دیگران بگذارم.(ضروری)
وقتی که حالت احساسی و خلق و خوی من مثبت است، پیدا کردن راه حل مسائل برایم آسان است.(ضروری)
هنگامی که دیگران سعی در مخفی کردن حالت احساسی صورتشان دارند، می توانم بفهمم که چه احساسی را تجربه می کنند.(ضروری)
وقتی که احساساتم تغییر می کنند، می دانم که چرا چنین تغییری رخ داده است.(ضروری)
وقتی که احساسات مثبتی را تجربه می کنم، قادر هستم ایده ها و نظرات جدیدی ارائه کنم.(ضروری)
بر هیجاناتم کنترل دارم.(ضروری)
می توانم به آسانی تشخیص دهم که در یک زمان خاص، چه احساس و هیجانی را تجربه می کنم.(ضروری)
معمولاً نتیجه مثبت فعالیت هایی که به عهده می گیرم را تصور می کنم و از این طریق انگیزه خود را برای انجام آن فعالیت، بالا می برم.(ضروری)
هنگامی که دیگران کاری را به خوبی انجام می دهند، آنها را تحسین می کنم.(ضروری)
از پیام های غیرکلامی (مانند تن صدا، لحن کلام، حالات چهره و . . .) دیگران و معنای آنها آگاه هستم.(ضروری)
وقتی که شخص دیگری، یک حادثه مهم در زندگی شخصی اش را برای من تعریف می کند، احساس می کنم خودم آن حادثه را تجربه کرده ام.(ضروری)
وقتی که تغییری در حالت احساسی و هیجانی ام احساس می کنم، ایده ها و نظرات جدیدی به ذهنم می آید.(ضروری)
هنگامی که با یک مانع یا دشواری بر سر راه انجام کارهایم مواجه می شوم، آن کار را رها می کنم، چون معتقدم که شکست خواهم خورد.(ضروری)
از طریق نگاه کردن به افراد دیگر می توانم بفهمم که در آن لحظه چه احساسی دارند.(ضروری)
هنگامی که دیگران احساس سرخوردگی و ناراحتی می کنند، به آنها کمک می کنم تا از آن احساس رها شوند.(ضروری)
هنگام مواجه شدن با موانع و مشکلات از احساس های خوب استفاده می کنم تا به خودم کمک کنم که همچنان به تلاش ادامه دهم.(ضروری)
از طریق گوش کردن به تن صدای دیگران می توانم بگویم که افراد در آن لحظه چه احساسی دارند.(ضروری)
فهم علت حالات هیجانی و احساسی افراد برایم مشکل است.(ضروری)